![]() |
![]() |
|
| اندیشه های بزرگ ، نیازهای بزرگ تر و دردناک تری دارند ." دکتر شریعتی " |
|
اين پست رو بيشتر از همه تقديم مي كنم به دوستان گلم : سوگي جون ! كه گفت:" بيشتر از مطالب دكتر شريعتي استفاده كن " ( سوگند جون داشته باش ! ) ، بچه مثبت گل كه قرار بود كتاب نيايش رو بخونه ! (چي شد آخر خوندي ؟) و خانم ثانوي عزيز كه پرسيدند :" چرا اينقدر از تنهايي مي نويسي ؟" ( مي خواستم به زبون خودم بگم ولي گفتم به مطالب دكتر شريعتي بيشتر علاقه داريد ! ) و به جناب تبريز لي ذبيح كه اميدوارم انتظاراتشون با اين مطلب برآورده بشه ! عشق چيست ؟ عشق زاييده ي تنهايي است و تنهايي نيز زاييده ي عشق است تنهايي ، به معناي اين نيست كه يك فرد بي كس باشد ، كسي در پيرامونش نباشد... اگر كسي پيوندي ، كششي ، انتظاري ، و نياز پيوستگي و اتصالي در درونش نداشته باشد ، نسبت به هر چيزي ، نسبت به هر كسي ... اگر منفرد و تك هم باشد ، تنها نيست ...! بر عكس كسي كه نياز چنين اتصال و پيوست و خويشاوندي يي در درونش حس مي كند ، و بعد احساس مي كند كه از او جدا افتاده ، بريده شده و تنها مانده است ، در انبوه جمعيت نيز تنهاست . چنين روحي كه ممكن است در آتش يك عشق زميني و يا در آتش يك عشق ماورائي بسوزد و بگدازد ، پرستش را ، راز و نيازهاي دردناك و مملو از آرزو ، براي پيوستن و براي پايان يافتن انتظار ، و براي نفي فراق و مرگ هجران را و در عالي ترين شكلش نوعي از دعا و يا نيايش را به وجود مي آورد ... نيايشي كه زاييده ي عشق است ... كه نيايش ، تجلي روح تنها و تنهايي است ... و تنهايي به معناي بي كسي نيست ... كه به معناي جدايي است و به معناي بي اويي... برگرفته از كتاب نيايش ( دكتر علي شريعتي ) *** وقتي كه ديگر نبود ، من به بودنش نيازمند شدم وقتي كه ديگر رفت من در انتظار آمدنش نشستم وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم و ... چه سخت است تنها متولد شدن ... مثل تنها زندگي كردن ... مثل ... تنها مردن ...! "دکتر شریعتی "
*** دوست دارم نظرتان را راجع به اين پست بدانم . و اينكه آيا موافقيد كه باز هم از مطالب دكتر شريعتي استفاده كنم ؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:51 توسط معصومه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در یکی از سه شنبه های آبان بیست ويك سال پیش در شهری در حاشیه ی کویر به دنیا آمدم .
کویر را دوست دارم و آب و آرامش و آسمانش را هم ... فکر می کنم زندگی در نقطه نقطه کویر جریان دارد و به قول مهدی سهیلی : بیابان رازها دارد ... ولی در شهر آن اسرار پیدا نیست ... و برای کشف رازهای کویر نیاز به همراهانی چون شما دارم . تنهایم نگذارید ... |
| پیوندهای روزانه |
|
گوناگون ورزش های علمی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|