تبليغاتX
از سیب... تا نصیب...
اندیشه های بزرگ ، نیازهای بزرگ تر و دردناک تری دارند ." دکتر شریعتی "
به نظر شما چرا خدا ثواب یا عذابی رو که برای بعضی از اعمال ما مشخص کرده به ما گفته ؟

شما فکر می کنید خوبه یا بد ؟

دوستان عزیزم حالا به این سوال جواب بدید قول قول تا چند روز دیگه با یه آپ طولانی در خدمتتونم !

درباره ی همین موضوع ...

ممنون از همگی ...

+ نوشته شده در  ساعت 10:6  توسط معصومه | 

جوان چشمان کنجکاوش را به لبهای پیرمرد دوخته بود

پیرمرد می گفت : « عمریست به پایش نشسته ام . با گریه اش

 گریه کرده ام و با شادی اش لبخند زده ام . هر وقت ترانه ای تازه

 برایش می سرایم صدای آوازش را از لا به لای درختان باغ می شنوم

او هنوز هم با من است . گیسوان طلایی اش را جلوی چشمانم می بینم

وقتی که شکوفه های بهاری را بو می کشم ، احساس می کنم

اوست که به قلبم مشت می زند ...

من او را می بینم وقتی که نسیم صبح تابستان ، برگهای درختان را

به رقص در می آورد ...»

جوان همانطور به پیرمرد خیره شده بود که حالا چشمان چروکیده اش

پر از اشک شده و نفس اش جوان تر به نظر می رسید ...

پیرمرد می گفت و می گفت ... از عشق ... از امید ...

باد آمد . نگاه پیرمرد به در کلبه خیره ماند . برگ خشکیده ای به روی

زمین افتاد . پیرمرد بلند شد و گفت : « سلام ... دختر پاییز ! »

 

نوشته شده در پاییز ۸۳

+ نوشته شده در  ساعت 1:49  توسط معصومه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در یکی از سه شنبه های آبان بیست ويك سال پیش در شهری در حاشیه ی کویر به دنیا آمدم .
کویر را دوست دارم و آب و آرامش و آسمانش را هم ...
فکر می کنم زندگی در نقطه نقطه کویر جریان دارد و به قول مهدی سهیلی :
بیابان رازها دارد ... ولی در شهر آن اسرار پیدا نیست ...
و برای کشف رازهای کویر نیاز به همراهانی چون شما دارم .
تنهایم نگذارید ...

پیوندهای روزانه
گوناگون
ورزش های علمی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
پیوندها
اسماعیل آهنج (چرا عاشق نباشیم )
یه بچه ی مثبت !(دلخسته تنها )
مجله جوانان امروز
معلوم هنردوست
یادداشت های یک آدم مجهول
نرگس و تهمینه ( من و دوستم )
رویاهای راستین
شعر جوان خراسان
علیرضا بدیع
سوگند / دیـ ـ ـــ ـ ــوون ه خـ ـ ــ ـ ــون ه
طنزهاي ارمغان زمان فشمي
ياداشتهاي يك دختر خبرنگار
رويا ( شاخه ياس )
دختر خورشيد ( الفباي عشق )
جوانان ايراني 2 !!
بهشت زهرا ...!
دختر نيمه شبهاي تاريك / حنانه
دلتنگي هاي ابدي (دخترم سحر)!
جايي براي نوشتن
آسمان
شكوفه ي پاييزي !
نيلو ... ( تقصير من نبود )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM